الملا فتح الله الكاشاني
390
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
است كه اگر ايشان ارادهء كشتن كسى داشتندى سه روز چيز نخوردندى و بعد از آن نظر بر او انداختى فى الحال به مردى و در ميان ايشان مردى بود كه بر هر كه چشم افكندى از پا در آمدى يا به مردى يا مقتول گشتى و اين دو پا از خيمه بيرون نگذاشتى و هر گاه كه در خيمه دلگير شدى دامن خيمه برداشتندى تا او نظاره كند القصه ايشان بيامدندى و برابر رسول ( ص ) بايستادندى و آن حضرت تلاوت قرآن ميفرمود و ايشان در او نگاه ميكردند و ميگفتند ما افصحه و ما احسنه ما مانند اين مرد نديديم در فصاحت و بلاغت و حسن صورت و سيرت حضرت حق سبحانه حافظ حبيب خود شده او را از چشم زخم ايشان نگاهداشت و اين آيه فرستاد * ( وَإِنْ يَكادُ الَّذِينَ كَفَرُوا ) * ان مخففه از مثقله است و تقدير اينكه و انه يكاد الذين و ايراد لام در خبر او دالست بر آن يعنى بدرستى كه نزديك بود آنان كه كافر شدند * ( لَيُزْلِقُونَكَ ) * كه بلغزانند و بيفكنند و هلاك گردانند ترا * ( بِأَبْصارِهِمْ ) * بچشمهاى خويش * ( لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ ) * آن هنگام كه شنيدند قرآن را كه تو ميخواندى * ( وَيَقُولُونَ ) * و ميگفتند از غايت حيرت و عجب در كار او * ( إِنَّه لَمَجْنُونٌ ) * اين مرد ديوانه است كه خرق عادت از او صادر مىشود يا جنى او را گرفته يا او را جنى است كه او را تعليم ميدهد * ( وَما هُوَ ) * و حال آنكه نيست قرآن * ( إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ ) * مگر موعظهء و پندى مر عالميان را يا نيست محمد مگر شرف عالميان يا مذكر احكام الهى براى ايشان و در بعضى روايت ديگر آمده كه پيغمبر ( ص ) در مسجد نشسته بود و قرآن ميخواند اين جماعت بر در مسجد ايستاده انتظار ميكشيدند تا آن حضرت از مسجد بيرون آيد او را ببدچشمى آفتى رسانند جبرئيل ( ع ) آمد و اين آيه آورد و گفت يا رسول اللَّه اين آيه را تلاوت فرما تا از چشم زخم ايمن باشى آن حضرت اين آيه را بخواند و از مسجد بيرون آمد چون چشم حضرت برايشان افتاد كور شدند و بر وى درآمدند و وى بسلامت از پيش ايشان بگذشت و از حسن بصرى منقولست كه ما دواء الاصابة بالعين الا ان يقرأ هذه الاية دواى چشم زخم نيست مگر خواندن اين آيه و در خبر است كه حضرت رسول ( ص ) فرمود إن العين لتدخل الجمل القدر و الرجل القبر بدرستى كه چشم شتر در ديگ در مىآورد و مرد را در قبر و اسماء بنت عميس روايت كند كه رسول را گفتم يا رسول اللَّه فرزندان جعفر را چشم بد مىرسد رقيه و افسونى براى ايشان بنويسم فرمود نعم فلو كان شيئى يسبق القدر يسبقه العين اگر چيزى سبقت بر قدر كردى و بر آن غالب شدى از چشم زخم بودى و نيز از آن حضرت ماثور است كه لا رقية الا من عين او حمة افسون نيست مگر از چشم زخم و حيوان نيشدار و در خبر است كه روزى رسول ( ص ) و در گورستان